، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره

بزرگ مرد کوچک

مادرانه

1393/9/25 11:48
نویسنده : مامان گلی
358 بازدید
اشتراک گذاری

مادرم ميگفت تا مادر نشوی حس آن را نداني اي فرزندم
و چه كودكانه پرسيدم من : كه چرا بهشت زير پاي توست؟
ياد دارم كه چقدر او خنديد
سپس او گفت: بهشت هديه اي بود از خدا بر من
وقتی تو را در دل داشتم بهشت در دستانم بود و تو در جانم و روزی که تو چشم به جهان گشودی
بهشت را با تمام بزرگی بر زمین نهادم و تو را عاشقانه در آغوش کشیدم فرزندم
آری
برای همین است که می گویند بهشت زیر پای مادران است...

 

پسرم،نازم،امیدم برای زندگی

با اومدن تو ،زندگیم یک رنگ بوی دیگه گرفت.وقتی با اون چشمای نازنینت به من نگاه میکنی خستگی از تنم بیرون میره.شاید نتونم اون طور که شایسته شما پسر نازم باشه ازت مراقبت کنم ولی تمام تلاشمو  میکنم .وقتی فکر میکن که تو جز ما و خدا پناهی نداری سعی میکنم بیشتر مراقبت باشم.هر چند که ازادی ها و سلامتی دوران قبلو ندارم ولی خدارو شکر میکنم که تو رو بهم داد.روز به روز مهر مادریم بیشتر میشه.

روز به روز بیشتر بهت وابسته میشم.نمیدونم وقتی رفتم سر کار چطوری دوری تو تحمل کنم.وقتی میگیرمت تو بغلم احساس ارامش میکنم.گاهی وقتا میترسم از اینده.این که نتونم درست تربیتت کنم.این که تو وقتی بزرگ شدی فرد شایسته ای نباشی..........ولی توکل میکنم به خدا.

با این که بابایی این چند وقت یکم سرش شلوغه ولی با خستگی زیاد بازم با شما بازی میکنه و شما هم با خندهات خستگی رو از تنش بیرون میکنی.

دعا میکنم همیشه سالم باشی زیر سایه الله.

 

عکسای پسری

 

 

 

یک روز سرد زمستون

مامان مزاحم نشو می خوام مطالعه کنم.

اولین بار که جغجغه گرفتی دستت.

مامان چقد خوشمزهاست به به

فدای خندهات بشم محبت

اولین بار که تنهایی نشستی.

مامان منو بگیر نیوفتمخطا

مامان جونی مزاحم نشو دارم استراحت میکنم

مامان این چیه؟؟

اویز تختو خیلی دوست داری وقتی می خوام کارامو انجام بدم شما رو میزارم تو تخت و برات کوک میکنم تا مشغول بشی و من کارامو انجام بدم.خندونک

بازی جدید .با دهنت و خیلی ببخشید با اب دهنت صدا در میاری.

مامانی بده نکننه

پسندها (1)

نظرات (1)

افسونی
10 دی 93 19:33
آخی عزیزم چقد بچه ها معصومن ماشالله خیلی بزرگ شده علیرضا جون
مامان گلی
پاسخ
مرسی افسون جون.خوشحالم که ما سر میزنی